کودکم آرام آرام قد می کشد و من در سایه امن صداقت ناب کودکانه اش بزرگ می شوم . او می رقصد و من آرام آرام نوای کودکانه اش را زمزمه می کنم ... او می خندد و من از شوق حضورش اشک می ریزم ... او آرام در آغوشم آرام می گیرد و من از آرامشش آرام می شوم ... او پرواز می کند و من شادمانه آنقدر می نگرمش تا چشمانم جز او هیچ نبیند ... او بازی می کند...کودکانه می پرد...حرف می زند ، به زبانی که هیچ کس جز من نمی فهمدش... طبیعت را حس می کند و خدا را می بوید ... و من کودکانه ... در سایه بزرگیش پنهان می شوم تا از گرمای دست نوازش غیب بی بهره نمانم نازنینم ... 17 ماهگیت مبارک ...